![]() در این فضای تاریک و سرد دوران غیبت امامان ، در این روزهایی که در هیچ کجا شمعی از معنویت سو سو نمی زند،بیایید در گوشه ای خلوت کنیم و از خورشید سخن بگوییم و از روزهای آفتابی.بیا سوته دلان گرد هم آییم.
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
|
سوته دلان
ملکوت عید غدیر
به نام خدا يكي از اوليا خدا معتقد بود كه از روز عيد غدير تا اول محرم ،لااقل اين دوازده روز را بايد عيد دانست، ديد و بازديد داشت. اين دوازده روز به نام دوازده امام هم ميتوان نام گذاري كرد.به همين منظور در اين پست سعي داريم به گوشه اي از ملكوت عيد غدير از زبان اوليا خدا اشاره اي كنيم. نمي توان از معرفي مطلب زيبايي كه در وبلاگ الكوثر در مورد عيد غدير درج شده است گذشت.شما مي توانيد اين مطلب را از اینجا بخوانيد. و اما ملكوت عيد غدير: قرآن كريم علم ذات مقدّس پروردگار است و اين علم از صورتِ واقعيِ خودش نازل شده و به عنوان معلومات در قلب مقدّس رسولاكرم در اوّل خلقت طبق احاديث و روايات قرار گرفته كه اين نزول را نزول اوّل ميگوييم. بعد در شب قدر بعد از آن كه خدايتعالي عالَم را خلقت كرد براي اينكه عالَم منظّم شود و هر چيزي در جاي خودش قرار بگيرد و احكام هر چيزي مستقرّ شود شب قدر اوّل بعد از خلقت آسمانها و زمين، اين قرآن نازل شد كه اشاره به نزول دوّم است آنجا كه ميفرمايد: إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ، (قدر / 1)، نزول سوم قرآن نازل شدن اين حقايق و علوم الهي است در غالب لسان عربي و حروف عربي، كه قبل از بعثت پيغمبراكرم شايد قبل از خلقت حضرت آدم اين قرآن بر پيغمبر نازل شد بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ، (شعراء / 195) نزول چهارم آن وقتي است كه پيغمبراكرم مأمور است بدون وحيِ قرآن براي مردم قرآن را نخواند. وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ، (طه / 114)، تا وحيش به تو نرسيده، اجازهاش به تو داده نشده، قرآن را نخوان، معلوم است قرآن را بلد بوده، اجازهي خواندنش را از طرف پروردگار ميخواسته اخذ كند. نزول پنجم قرآن وقتي است كه قرآن ناطق را، رسول اكرم به امر پروردگار روي دست بلند كرد. يك كتابي نزد ائمهي اطهار هست كه گفتار رسول اكرم است با دستخط مبارك حضرت علي (عليه السلام) در تفسير قرآن، در تأويل قرآن، تمام شؤون قرآن در آن آمده است كه در بعضي روايات دارد به اندازه ران شتر يا هفتاد متر است . نه اينكه آن كتاب غايب باشد يا مخفي باشد. مردم آن را نپذيرفتند . اسمش هم در روايات و در احاديث كتاب علي است، اين كتاب علي روز غدير خم به مردم ارائه شد، طبعاً اگر يك نفر مؤلّف را به يك جمعي ارائه كنند كتابش هم ارائه شده مخصوصاً در صورتي كه هر چه اين دارد در آن كتاب است و هر چه كتاب دارد در قلب اين شخص باشد، وحدت داشته باشد، بنابراين وقتي كه علي بن ابيطالب معرّفي شد امروز و روي دست پيغمبر به مردم نشان داده شد، خدايتعالي فرمود: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ، يعني آن نزولي كه همهي شما ديگر ميتوانيد از آن استفاده كنيد، آن قرآن اوليّه، آن علم پروردگار در اختيار شماست. دينتان كامل شد، چرا؟ براي معرّفي علي، تا به حال يك قرآن را داشتيد كه مجملات داشت، قرآني را داشتيد كه احتياج به تأويل داشت ولي حالا شخصي به شما معرفي مي شود كه از راسخون در علم است ازآنهايي است كه در مغز علم فرو رفته وبر تمام حقايق قرآن اشراف دارد. الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ، امروز از دين شما كفّار مأيوس شدند چون همه چيز دارد، اگر آن كتاب ميآمد بين مردم و مردم از امروز(غدير خم) علي (عليه السلام) و كتابش را ميگرفتند اختلافاتي كه امروز بين مسلمانان هست بوجود نميآمد.
به اميد آن روزي كه حضرت بقية الله به همراه كتاب علي (عليه السلام) تشريف بياورند و به تمام حيراني ها و سرگشتگي ها ما بني آدم خاتمه بفرمايند. |+| نوشته شده توسط سیر الی المحبوب در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 ساعت 16:13
سخن حکیمانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)4
...ادامه از قبل آري، اگر گوش قلبمان را با اطاعت از پروردگار عالم باز كنيم، هنوز سخنان بيدارگر فاطمه زهرا )سلاماللهعليها( را سخن روز و سخن هفته و سخن تمام ايام سال و تمامي سالها و قرنها مييابيم كه دست بر نقطه درد بشريت و غده بدخيم سرطانيِ “هر چه دلم ميخواهد همان را ميكنم” گذاشته كه مانند كودكي بي ادب در برابر پدر و مادر مهربان فقط ميگويد: “دلم ميخواهد.” بشر در برابر فاطمه و علي )عليهالسلام( و در برابر علي و محمد) صلي الله عليه و آله( كه دو پدر اين امت و دلسوز آنها بودند، بيادبي كرده و گفت من هر چه دلم ميخواهد همان را ميخواهم! آيا دل جاهل بشر، دلي تربيت نشده، دلي كه به ظواهر سطحي مينگرد و حقايق را نميبيند، دلي كه نور خدا در آن راه نيافته، دلي كه در برابر علم مطلق سرتعظيم فرود نياورده، آيا اين دل قابل پيروي است يا وحي الهي و امامت امامي معصوم كه دلسوز بشر است و از علم مطلق سخن ميگويد؟! كدام يك؟ آري، بشر ديروز اين حرف را زد و از تربيتهاي علي و فاطمه فرار كرد و چهارده قرن گرفتار جنگ و اختلاف و تلفات بيشمار و مفاسد دنيوي و اخروي گرديد. اما بشر امروز با بشر ديروز فرق كرده و تكاني خورده و پا به ميدان علم باز كرده و علم را ميپسندد و با عبرت گرفتن از اعمال بشر ديروز به تدريج به سوي "فتبارك الله احسن الخالقين" به پيش ميرود تا پذيراي معدن علم و حكمت گردد و امامت و رهبري امامان معصوم )عليهمالسلام( را بپذيرد؛ امام معصومي كه علم او دور از حدس و گمان و علمي حقيقي است، علمي كه ميلياردها سال ديگر هم علم است و قابل تغيير نيست؛ و چه خوب و زيبا است كه ما شيعيان قبل از آنكه جهانيان امام عصر )ارواحنافداه( آن معدن علم و حكمت و خورشيد هدايت را شناخته و در معرفت و اطاعت از او بر ما پيشي بگيرند، زودتر دست به كار شويم، چرا كه اگر چشمان حقيقت بين مردم دنيا با اين پيشرفت عجيب به سوي صلح طلبي و علم گرايي، به حقايق معنوي هم باز شود، خواهيم ديد كه زودتر از ما برگِردِ حجت خدا، حضرت بقيهالله )ارواحنافداه( جمع شده و بر ما افسوس ميخورند و آه حسرت نيز از ما در آن زمان بلند شده است. پایان |+| نوشته شده توسط سیر الی المحبوب در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 ساعت 5:0
سخن حکیمانه حضرت زهرا(سلام الله علیها)3
... ادامه از قبل
آنها وقتي جرأت اين كار را پيدا كردند كه پيامبرشان از دنيا رفت و او را به خاك سپردند، سپس به سراغ شهوتهاي نفساني و آنچه آرزو داشتند پس از پيامبر آن را به انجام رسانند، رفتند و آنچه را كه دلخواهشان بود به انجام رساندند، نه آنچه خدا ميگويد؛ مرگ و نابودي بر آنان، آيا نشنيدند كه خداوند ميفرمايد: “اين پروردگار تو است كه آنچه بخواهد خلق ميكند و اوست كه بايد برنامه زندگي مردم را تنظيم و روش زندگي صحيح را براي شان انتخاب كند (چرا كه خالق ايشان است) و آنان حق انتخاب (آنچه خداوند بايد تعيين كند مثل امام و رهبر جامعه را) ندارند (زيرا مخلوق او هستند و مخلوق در برابر خالق يعني جاهل در برابر عالم).(۱) حسرت فاطمه زهرا (سلاماللهعليها) بر مردم غافل در اينجا بيشتر شده و ميفرمايد: نه چنين نيست كه آنها اين حقايق را نشنيده و به آن جاهل باشند، بلكه شنيدند هر آنچه بايد ميشنيدند و حجت بر آنها تمام شده بود و لكن همانطور كه خداوند سبحان فرموده است، بودند: “اين چشمهاي ظاهر نيست كه كور ميشود، بلكه چشم قلب و فهم دروني است كه با پيروي كردن از هواهاي نفساني از كار ميافتد و قادر به فهم حقايق نيست.”(۲) سپس حضرت فاطمه( سلاماللهعليها) ميفرمايند: “هيهات، چه دورند از حقيقت، آرزوهاي خود را در دنيا گستراندند و زمان مرگ را فراموش كردند، خداوند نابودشان فرمايد و آنان را در كارهايشان سرگردان كند، خدايا پناه ميبرم به تو از گمراهي پس از هدايت.”(۳) 1- سورهي قصص آيه 68. 2- سورهي حج آيه 46. 3- نهج الحياةص 38، بحارالانوار 36 / 353 و احقاق الحق 21 / 26. ادامه دارد ... |+| نوشته شده توسط سیر الی المحبوب در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 20:37
سخن حکیمانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) 2
....ادامه از قبل آري، بشر بايد از همان روزي كه پيامبر گرامي اسلام مبعوث شد، از آتش جهنم نجات مييافت و برنامهريزي پروردگار عالم، چنان كامل، دقيق، علمي و لطيف بودكه در مدت كوتاه يكي دو قرن، اسلام، دين جهاني ميشد و از همان زمان، آخرين جانشين معصوم پس از رسول خدا (صلي الله عليه و آله)، يعني حضرت مهدي عليهالسلام جهان را سرشار از عدل و داد و صلح و عدالت و رفاه و امنيت و اخلاق و معنويت مينمود. افسوسِ حضرت فاطمه (سلاماللهعليها) در اينجا اين بود كه فرمود: به خدا قسم حقيقت اين است كه اگر حق را به اهلش واگذار و از خاندان پيامبرشان پيروي ميكردند، هرگز، حتي دو نفر هم يافت نميشدند كه دربارهي خدا با هم اختلاف داشته باشند و گوهر ارزشمند هدايت مردم به سوي خدا را امامان معصوم، يكي پس از ديگري به ارث برده و آن را به حضرت قائم آل محمد (صلي الله عليه و آله) كه نهمين فرزند از فرزندان حسين (عليهالسلام) است، تحويل ميدادند (و آن حضرت هم حكومت جهاني خويش را بر كرهي زمين مستقر ميكرد و ديگر هيچگاه بشر گرفتار جنگ و بدبختي و فقر و دوري از خدا و اعمال ناپسند و اخلاق حيواني نميشد). اما افسوس كه اين برنامهريزي پروردگار را به خاطر اميال و شهوتهاي نفساني نپذيرفتند و كسي را كه خدا او را عقب قرار داده بود، جلو انداختند و آن كس كه خداوند او را جلو قرار داده بود، عقب قرار دادند. ادامه دارد ... |+| نوشته شده توسط سیر الی المحبوب در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 14:43
سخن حکیمانه حضرت زهرا(سلام الله علیها)
افسوس كه امت اسلامي سخن فاطمه زهرا(سلاماللهعليها) را زود فراموش كرد و از خواب غفلت بيدار نشد و قرنها سعادت خود و جامعه بشريت را به عقب انداخت. مگر فاطمه (سلاماللهعليها) چه ميگفت؟ جز آنكه ميفرمود: حق را به اهلش واگذاريد؟ ميفرمود: اگر علي (عليهالسلام) و يازده امام معصوم از فرزندانش زمام امور و رهبري اجتماع را به دست گيرند، جهان، آري تمام جهان و نه فقط جامعه مسلمين، از نور علم آنان چنان روشن خواهد شد كه حتي دو نفر يافت نميشود كه دربارهي خدا با هم اختلاف داشته باشند. تازه، اين پيشرفت كه اعماق وجود مردم جهان را با نور علم و توحيد در مينورديد مربوط به زمامداري يازده امام معصوم پس از پيامبر اكرم (صلي الله عليه) و آله يعني علي بن ابيطالب و امام حسن و امام حسين و هشت نفر از امامان معصوم پس از حسين (عليهالسلام) تا حضرت امام حسن عسكري( صلواتالله عليه) بود كه وظيفه داشتند زمينههاي يك حكومت عدل توحيدي را در سطح جهان فراهم نمايند و آنگاه امام دوازدهم حضرت مهدي فاطمه (عجل الله تعالي فرجه الشريف) با اين زمينهسازي عظيم و جهاني توسط يازده تن از پدران و اجداد گرامياش،حكومت عدل جهاني خود را كه تمام انبياء وعده آن را از سوي خداوند به بشر داده بودند تحقق بخشد. اينها، برنامهريزي خداوند براي سعادت بشري بود كه او را در عصر جاهليتِ پس از حضرت عيسي عليهالسلام بر لب پرتگاه جهنم يافت و حضرت محمد مصطفي( صليالله عليه و آله) را با دين كامل به سوي بشر فرستاد و تمام قوانين سعادت بخش را به وسيلهي او به مردم رساند و از مردم جهان خواست كه جز اين دين، دين ديگري را انتخاب نكنند، چرا كه دين كامل كه مجموع تعاليم اديان قبل و بقيه آنچه بشر تا روز قيامت به آن نياز دارد، در همين دين است و نقصي در آن نيست و پس از اين بايد بشر به تعاليم الهي جامه عمل بپوشاند و ميدان، ميدان عمل و تحقق بخشيدن به تعاليم انبياء عليهمالسلام است. ادامه دارد...
|+| نوشته شده توسط سیر الی المحبوب در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 21:50
لحظات حضور
باور ميكنيد كه به لحظات ظهور و لحظات حضور در كنار ولي خدا حضرت بقيهاللّه -ارواحنافداه- نزديك ميشويم؟ شايد باور نكنيد اما باور كردني است چرا كه ظهور، يا به ارادهي ما و در دست ما است، اگر آن را بخواهيم؛ و يا به ناگهان خداوند آن را انجام ميدهد هر چند در اثر بيتوجهي و غفلت آن را نخواهيم. ظهور به دست ما است زيرا سنت الهي آن است كه وقتي مردم چيز خوبي را از خدا بخواهند و در اين خواسته خود يكپارچه و متحد باشند، آن را عنايت فرمايد و لذا حضرت بقيهاللّه -ارواحنافداه- فرمودند: “اگر شيعيان ما يكپارچه و متحد ما را بخواهند، هرگز ميمنت ديدار ما از آنان به تأخير نميافتد و سعادت حضور در محضر ما با عجله و به سرعت به سراغشان ميآيد(۱) و اگر از همان هزار سال پيش كه اين سخن حيات بخش توسط نايب امام زمان، جناب "شيخ مفيد -اعلي الله مقامه-"- به شيعيان رسيد، آنان سخن مولايشان را باور ميكردند، ظهور در دست آنها بود و خداوند، امام عصر -ارواحنافداه- را امام و رهبر آنان و بلكه تمامي ملل عالم قرار ميداد و قرار خداوند متعال با مردم دنيا هم همين بود كه با كمك و خودياري مردم، زمام امور جوامع بشري فقط در دست رهبران تأييد شده از جانب خدا كه پيرو هواهاي نفساني خود يا ديگران نيستند، قرار گيرد و مردم دنيا نمونهاي (و به اصطلاح امروزي ماكتي) از زندگي جاودانه بهشتي را موقتاً تجربه كرده و سپس به زندگي جاودانه پس از اين دنيا منتقل شوند. آري امام عصر -روحي فداه- از همان هزار سال قبل منتظر شيعيان بود كه به نداي حيات بخشش پاسخ مثبت دهند، اما چون شيعيان آن روز هم مانند ما ميپنداشتند كه هنوز خيلي مانده ظهور صورت گيرد، پاسخي به اين نداي غريبانه حجت خدا ندادند و او را تا كنون، بيش ازهزار سال - از زمان ارسال اين نامه به شيعيان- تنها گذاشتند، آري آن حضرت را -العياذ بالله- تنها و غريب به حال خود رها كردند. چرا هنوز شيعيان- نميگويم مردم دنيا- سخن مولايشان را باور نميكنند، اما سخن شيطان را به راحتي ميپذيرند كه ميگويد: “آسوده باشيد هنوز خيلي مانده ظهور بشود، دنيا آماده نيست”، در حالي كه مولايمان از هزار سال قبل تا امروز هر روز با مهرباني و شفقت به ما فرموده است: “اگر شما يكپارچه مرا بخوانيد، مرا خواهيد ديد و اين كار با عجله و سرعت و حتميت به سراغتان خواهد آمد.” كدامين سخن را باور كرده و به آن عمل كنيم؟ اينك اختيار با ما است، اگر سخن حق را باور كنيم و از مولايمان بپذيريم كه اگر يكپارچه او را بخواهيم، او به سرعت خواهد آمد و حتي به فرموده خودش در فرا رسيدن ظهور عجله خواهد شد ..). و لتعجلّت لهم السعاده بمشاهدتنا ...(۲) 1و2:نامه به شيخ مفيد اعلياللهمقامه الشريف- كلمه الامام المهدي عليهالسلام- ص 151 و احتجاج الطبرسي ج 2 ص 324.
|+| نوشته شده توسط سیر الی المحبوب در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 14:48
|